Wednesday, March 03, 2004
با اجازه يكي از دوستان:
به جستجوی تو
بر درگاه کوه
می گريم
در آستانه دريا و علف
به جستجوی تو
در معبر بادها می گريم
در چهارراه فصول
در چهارچوب شکسته پنجره ای
که آسمان ابرآلوده را قابی کهنه ميگيرد
و به انتظار تصوير تو
از اين دفتر خالی
تا چند
تا چند
ورقی خواهد خورد
جريان باد را پذيرفتن
و عشق را
که خواهر مرگ است
و جاودانگی
رازش را
با تو در ميان نهاد
پس به هيات گنجی در آمدی
بايسته و آزانگيز
گنجی از آن دست
که تملک خاک را و دياران را
از اين سان
دلپذير کرده است
نامت سپيده دمی است
که بر پيشانی آسمان ميگذرد
متبرک باد نام تو!
و ما همچنان دوره ميکنيم
شب را
و روز را
هنوز را
(احمد شاملو)
http://www.shoosheh.com/CLIPS/TREASURE.SWF
|